
رسیدم؛ پس چرا خوشحال نیستم؟
گزیدهای از شوپنهاور؛ دربارهٔ چیزی که از دور میخواهیم و وقتی به آن میرسیم، کافی نیست.

گزیدهای از شوپنهاور؛ دربارهٔ چیزی که از دور میخواهیم و وقتی به آن میرسیم، کافی نیست.

گزیدهای از «دربارهٔ آزادی»؛ وقتی دیگر چیزی را نمیخواهیم که پیشتر به آن متعهد شدهایم، تکلیفِ خودمان و دیگران چیست؟

گزیدهای از «نظریهٔ احساسات اخلاقی»؛ چرا رنج و خشمِ دیگری از بیرون زیادی به نظر میرسد، و چقدر میتوانیم خودمان را جای او بگذاریم؟

آغازِ «ویکفیلد» ناتانیل هاثورن؛ مردی همسرش را ترک میکند، ولی بیست سال در خیابانِ کنارِ خانهاش میماند.

از فصل «گاریچی و نجار» در «مردمان اعماق» جک لندن؛ دو مردِ بیخواب دنبال جایی برای گذراندن شب میگردند.

گزیدهای از «جنِ بطری» رابرت لوئیس استیونسن؛ بطری آرزوها را برآورده میکند، به شرط آنکه پیش از مرگ، ارزانتر بفروشیاش.

صحنهٔ رونمایی از پروانه در «هنرمندِ زیبایی» هاثورن؛ اوئن نتیجهٔ سالها کارش را به دوستانش نشان میدهد.

داستانی از استیون لیکاک؛ مهمانی میخواهد برود، میزبان تعارف میکند و خداحافظی هر بار دشوارتر میشود.

جستاری طنز از گاردینر؛ وجدانمان برای چتری که برداشتهایم و کتابی که پس ندادهایم، راهی پیدا میکند.

داستانی از استیون لیکاک؛ برای بازکردن یک حساب ساده آمده، اما هر تلاش برای مسلط به نظر رسیدن، خرابکاری تازهای میآورد.

نقشهای چنان دقیق که دیگر جایی برای بازکردنش نیست؛ گفتوگویی از سیلوی و برونو، اثرِ لوئیس کرول.

بابیج هوا را کتابخانهای از گفتارهای گذشته تصور میکند؛ گزیدهای از تأملِ علمی و الهیاتیِ او در ۱۸۳۸.

عکسهای سنینِ مختلف، برشهایی از یک وجودِ چهاربعدی؛ توضیحِ مسافرِ زمان در رمانِ اچ. جی. ولز.

اسم فراموش شده، اما هر اسمِ دیگری در جای آن نمینشیند؛ ویلیام جیمز دربارهٔ جای خالیِ فعالی در ذهن.

تالاری به شکلِ جهان، با آدمهایی که بهجای ساز، معادله حل میکنند؛ خیالِ علمیِ لوئیس فرای ریچاردسون در ۱۹۲۲.

خانه، شب و منظره از راهِ بو شناخته میشوند؛ سه بند از جهانِ زیستهٔ هلن کلر.

چشمهایی پراکنده روی صفحههای صدف؛ شرحِ تاریخیِ آرایشِ چشمهای کیتونها در تاریخِ طبیعیِ کمبریج، ۱۸۹۵.

دو دریانورد حصیری میبافند؛ تار، پود و ضربهٔ دست، به ضرورت و اختیار و تصادف بدل میشوند. گزیدهای از موبیدیک.

در نقشهای آبیِ یک فنجان، فاصله آدمها را کوچک نمیکند و یک قدم میتواند از رودخانه بگذرد؛ آغازِ «چینیِ قدیمی» از چارلز لمب.

سوگِ اتفاقی که برای ما نیفتاده، خاطرهٔ عشقی که نداشتهایم؛ گفتارِ گیلبرت در «منتقد در مقامِ هنرمند» اسکار وایلد.

لافکادیو هِرن از بساطِ حشرهفروش به جهانی از شنیدن میرسد که مسافری گذری ممکن است آن را با اسباببازی اشتباه بگیرد.

داروین از شهدِ تهِ یک گل به خرطومِ حشرهای میرسد که هنوز ندیده است؛ گزیدهای از کتابِ ارکیدهها.

بالای یک درخت، جنگل برای جان مویر دریایی از حرکت و نور میشود؛ گزیدهای از کوههای کالیفرنیا.

گزیدهای از توماس براون؛ بدنهایی که برای جاودانگی نگه داشته شدند و سرانجام به کالا بدل شدند.

گزیدهای از جان راسکین؛ فرقِ موجودی که فقط چندشآور است با هیولایی که واقعاً جان دارد.

طنزِ سیاهِ توماس دکوئینسی؛ سخنرانیِ خیالیِ انجمنی که برای قتل، ترکیببندی و سایهروشن میخواهد.

گزیدهای از بحثِ پژوهشِ «خوشحال از غمگینبودن»؛ لذتِ تجربههای ناخوشایند کجا متوقف میشود؟

گزیدهای از پژوهشِ واردل و همکاران دربارهٔ چهرههای خیالی در اشیا؛ یک تصویر چگونه هم صورت میماند و هم شیء؟

گزیدهای از پتکووا و ارسون دربارهٔ توهمِ تعویضِ بدن؛ چه چیزی باعث میشود احساس کنیم یک بدن به خودمان تعلق دارد؟

گزیدهای از داروین دربارهٔ کرمهای خاکی؛ از بستنِ دهانهٔ دالانها تا زمینی که از بدنِ آنها میگذرد.

گزیدهای از جان تیندال؛ آزمایشی که در آن، پاککردنِ هوا مسیرِ روشنِ پرتو را تاریک میکند.

گزیدهای از «تاریخِ شیمیاییِ شمع» فارادی؛ همان ذراتی که سقف را سیاه میکنند، چگونه جانِ روشنِ شعله میشوند؟

گزیدهای از «اِرِوُن» ساموئل باتلر؛ استدلالی طنزآمیز دربارهٔ تولیدمثلِ ماشینها و آدمهایی که آن را ممکن میکنند.

گزیدهای از «بازیِ کودکان» استیونسون؛ خیالِ کودکی که برای پیشبردنِ قصه به بدن، صندلی و وسایلِ خانه نیاز دارد.

گزیدهای از «دربارهٔ رشد و صورت» دارسی تامپسون؛ چرا دو برابرکردنِ اندازه، قواعدِ یک بدن یا یک پل را عوض میکند؟

گزیدهای از چسترتون؛ چرا همان دویدنی که در ورزش لذت دارد، وقتی باد کلاه را میبرد خفتآور میشود؟

گزیدهای از گفتوگوی «زوالِ دروغگویی» اسکار وایلد؛ شوخیای جدی با این فکر که نقاشی فقط از طبیعت تقلید میکند.

آغازِ «در لذتِ نفرتورزیدن» هزلیت؛ از عنکبوتی که زنده میماند تا دشمنیای که با متمدنشدن از میان نمیرود.

گزیدهای از «زنان و اقتصاد»؛ دربارهٔ تفاوتِ کارِ سودمند، دستمزد و استقلالِ اقتصادی.

گزیدهای از «هدیهها»؛ دربارهٔ بخشیدن، پذیرفتن و احساسِ وابستگیای که ممکن است همراهشان بیاید.

گزیدهای از «دربارهٔ سروصدا»؛ دربارهٔ تمرکز و صدایی که پیش از شناختهشدن، فکر را دشوار میکند.

متنِ کاملِ «در برابر قانون»؛ داستانِ دربان و مردی که منتظرِ اجازهٔ ورود میماند.

گزیدهای از «کلانشهر و حیات ذهنی»؛ دربارهٔ فاصلهای که زندگی در میانِ انبوهِ آدمها به آن نیاز دارد.

گزیدهای از «دربارهٔ آزادی»؛ دربارهٔ یاریدادن به دیگری و باقیماندنِ حقِ تصمیم برای خودِ او.

دربارهٔ هزینهٔ جداشدن از زندگیای که ساختهایم؛ از پول و کار تا رابطهها و دلبستگی به مکان.

گزیدهای از «دفاع از بیکاران»؛ دربارهٔ زندگیای که بیرون از کار، چیزی برای لذتبردن در آن باقی نمانده است.

گزیدهای از «نظریهٔ احساسات اخلاقی»؛ دربارهٔ الگوهایی که برای کسبِ احترام، خود را به شکلِ آنها درمیآوریم.

گزیدهای از نامهٔ هفتمِ «نامههایی به شاعری جوان»؛ دربارهٔ تنهایی و آموختنِ دوستداشتن.

گزیدهای از «اصول روانشناسی»، فصل آگاهی از خود؛ دربارهٔ خودهایی که در نگاهِ جمعهای مختلف داریم.

گزیدهای از «نظریهٔ طبقهٔ مرفه»، فصل پوشاک؛ دربارهٔ هزینهٔ آبرومند به نظر رسیدن.

گزیدهای از «عشق و اراده» رولو می؛ دربارهٔ گمنامی، رسانه و نیاز به دیدهشدن.

گزیدههایی از نامهٔ ۷۸ سنکا به لوسیلیوس؛ دربارهٔ بیماری، دوستی و شجاعتِ زندهماندن.

دربارهٔ مرزهای دانش انسان و تفاوت طراحی جامعه با پروراندن رشد؛ از فریدریش آگوست فون هایک.

داستان شهری که هرچه فرصت بیشتری میسازد، زندگی در آن سختتر میشود