
چرا دوده، شعله را درخشان میکند؟
گزیدهای از «تاریخِ شیمیاییِ شمع» فارادی؛ همان ذراتی که سقف را سیاه میکنند، چگونه جانِ روشنِ شعله میشوند؟
فرض کنید شمعی بردارم و آن بخشی از شمع را بررسی کنم که به چشمِ ما از همه درخشانتر است. آنجا همین ذراتِ سیاه را به دست میآورم که پیشتر بارها دیدهاید از شعله بیرون میآیند و اکنون میخواهم به شیوهای دیگر بیرونشان بیاورم. این شمع را برمیدارم و مومِ روانشدهای را که بر اثرِ جریانهای هوا از کنارههایش پایین آمده پاک میکنم؛ و اگر حالا لولهای شیشهای را چنان قرار دهم که درست واردِ این بخشِ نورانی شود، مانند آزمایشِ نخستمان، فقط کمی بالاتر، نتیجه را میبینید.
به جای همان بخارِ سفیدی که پیشتر داشتید، حالا بخاری سیاه خواهید داشت. ببینید، به سیاهیِ مرکب بیرون میآید. بیگمان با بخارِ سفید بسیار متفاوت است؛ و وقتی شعلهای به آن نزدیک کنیم، خواهیم دید که نمیسوزد، بلکه شعله را خاموش میکند. خب، همانطور که پیشتر گفتم، این ذرات فقط دودِ شمعاند؛ و این مرا یادِ آن سرگرمیِ قدیمی میاندازد که کشیش سوئیفت به خدمتکاران پیشنهاد کرده بود: نوشتن روی سقفِ اتاق با شمع.
اما این مادهٔ سیاه چیست؟ همان کربنی است که در شمع وجود دارد. چگونه از شمع بیرون میآید؟ آشکار است که در شمع وجود داشته، وگرنه اینجا آن را نداشتیم. و حالا میخواهم این توضیح را همراهِ من دنبال کنید. شاید بهسختی باور کنید که همهٔ آن موادی که به شکلِ دوده و سیاهی در هوای لندن میچرخند، همان زیبایی و جانِ شعلهاند و در آن میسوزند، همانطور که آن برادههای آهن اینجا سوختند.
این یک تکه توریِ سیمی است که نمیگذارد شعله از آن بگذرد؛ و فکر میکنم تقریباً بیدرنگ خواهید دید که وقتی آن را آنقدر پایین بیاورم که با همان بخشِ بسیار درخشانِ شعله تماس پیدا کند، فوراً شعله را فرو مینشاند و خاموش میکند و میگذارد حجمی از دود بالا برود.
اکنون میخواهم این نکته را دنبال کنید: هرگاه مادهای بسوزد، همانطور که برادههای آهن در شعلهٔ باروت سوختند، بیآنکه به حالتِ بخار درآید، چه مایع شود و چه جامد بماند، بسیار نورانی میشود. اینجا سه چهار نمونه غیر از شمع آوردهام، بهقصدِ روشنکردنِ این نکته برای شما؛ زیرا آنچه میخواهم بگویم دربارهٔ همهٔ مواد صدق میکند، چه بسوزند و چه نسوزند: اگر حالتِ جامدِ خود را حفظ کنند، بسیار درخشان میشوند، و درخششِ شعلهٔ شمع از حضورِ همین ذراتِ جامد در آن است.