برج کوچک بابل، پیتر بروگل مهتر، حدود ۱۵۶۸
برج کوچک بابل، پیتر بروگل مهتر، حدود ۱۵۶۸

اقتصادِ با همه چیز

دربارهٔ مرزهای دانش انسان و تفاوت طراحی جامعه با پروراندن رشد؛ از فریدریش آگوست فون هایک.

وظیفه شگفت اقتصاد این است که به آدمیان نشان دهد درباره چیزهایی که گمان می‌کنند می‌توانند طراحی کنند، چه اندک می‌دانند.

فریدریش آگوست فون هایک · غرور کشنده: خطاهای سوسیالیسم · ۱۹۸۸ · صفحهٔ ۷۶

عمل کردن بر پایه این باور که ما دانشی و قدرتی در اختیار داریم که با آن می‌توانیم فرایندهای جامعه را کاملاً مطابق میل خود شکل دهیم، در حالی که چنین دانشی در واقع در اختیار ما نیست، به احتمال بسیار ما را به زیان‌کاری‌های بزرگ می‌کشاند. در علوم طبیعی شاید تلاش برای ناممکن چندان زیان‌بار نباشد؛ اما در عرصه اجتماع، این باور خطا که اعمال قدرت می‌تواند نتایج سودمند به بار آورد، معمولاً به آنجا می‌انجامد که قدرتی تازه برای واداشتن دیگران به دست یک مرجع سپرده شود.

حتی اگر چنین قدرتی فی‌نفسه بد نباشد، به‌کارگیری آن معمولاً کار آن نیروهای نظم‌بخش خودجوشی را مختل می‌کند که انسان، بی‌آنکه حقیقتاً آن‌ها را بفهمد، در پیگیری هدف‌های خود تا حد زیادی از یاری‌شان برخوردار است. ما تازه آغاز کرده‌ایم به فهم اینکه جامعه صنعتی پیشرفته بر چه دستگاه ارتباطی ظریفی استوار است؛ دستگاهی که آن را بازار می‌نامیم و معلوم شده در هضم و به‌کارگیری اطلاعات پراکنده، از هر سازوکاری که انسان آگاهانه طراحی کرده کارآمدتر است.

پس اگر انسان نخواهد در تلاش برای بهتر کردن نظم اجتماعی، بیش از سود، زیان به بار آورد، باید بپذیرد که در این قلمرو، مانند هر قلمرویی که با پیچیدگی ذاتی و سازمان‌یافته روبه‌روست، نمی‌تواند به دانشی کامل دست یابد که چیرگی بر رویدادها را ممکن کند.

بنابراین باید دانشی را که می‌تواند به دست آورد، نه برای شکل دادن به نتایج، آن‌گونه که صنعتگر ساخته دست خود را شکل می‌دهد، بلکه برای پروراندن یک فرایند رشد به کار گیرد؛ یعنی محیط مناسب را فراهم کند، همان‌گونه که باغبان برای گیاهان خود چنین می‌کند.

شناخت مرزهای چیره‌ناشدنی دانش انسان باید به پژوهشگر جامعه درس فروتنی بدهد؛ درسی که او را از همدستی با کوشش مهلک انسان‌ها برای کنترل جامعه بازدارد. چنین کوششی او را نه فقط به خودکامه‌ای بر همنوعان خود تبدیل می‌کند، بلکه چه‌بسا ویرانگر تمدنی سازد که هیچ ذهنی آن را طراحی نکرده، بلکه از کوشش‌های آزادانه میلیون‌ها فرد بالیده است.

بازگشت به نوشته‌ها