سخنرانیِ فیلسوف دربارهٔ افلاک‌نما، جوزف رایتِ دربی، ۱۷۶۶؛ رنگ‌روغن روی بوم، موزهٔ دربی
سخنرانیِ فیلسوف دربارهٔ افلاک‌نما، جوزف رایتِ دربی، ۱۷۶۶؛ رنگ‌روغن روی بوم، موزهٔ دربی

ارکستری برای حساب‌کردنِ هوای فردا

تالاری به شکلِ جهان، با آدم‌هایی که به‌جای ساز، معادله حل می‌کنند؛ خیالِ علمیِ لوئیس فرای ریچاردسون در ۱۹۲۲.

پس از این‌همه استدلالِ دشوار، می‌شود کمی با خیال بازی کرد؟ تالاری بزرگ شبیه تئاتر تصور کنید، با این تفاوت که ردیف‌های مدوّر و بالکن‌هایش تمامِ فضا، حتی جایی را که معمولاً صحنه قرار دارد، دور می‌زنند. روی دیوارهای این اتاق نقشهٔ کرهٔ زمین نقاشی شده است. سقف نمایندهٔ نواحیِ قطبِ شمال است؛ انگلستان در بالکن است، مناطقِ گرمسیری در حلقهٔ بالایی، استرالیا در بالکنِ طبقهٔ اول و جنوبگان در جایگاهِ پایین.

انبوهی محاسبه‌گر، روی وضعِ هوای بخشی از نقشه که در آن نشسته‌اند کار می‌کنند؛ اما هر محاسبه‌گر فقط به یک معادله یا بخشی از یک معادله می‌پردازد. کارِ هر ناحیه را مسئولی با مرتبهٔ بالاتر هماهنگ می‌کند. تابلوهای کوچکِ «شب‌نما»ی فراوان، مقدارهای لحظه‌ای را نشان می‌دهند تا محاسبه‌گرانِ همسایه بتوانند آن‌ها را بخوانند. بنابراین هر عدد در سه ناحیهٔ مجاور نمایش داده می‌شود تا ارتباطِ شمال و جنوب در نقشه برقرار بماند.

از کفِ جایگاهِ پایین، ستونی بلند تا نیمهٔ ارتفاعِ تالار بالا می‌رود و بالایش سکویی بزرگ دارد. مردی که مسئولِ کلِ تئاتر است آنجا می‌نشیند؛ چند دستیار و پیام‌رسان دورش را گرفته‌اند. یکی از وظایفش این است که سرعتِ پیشروی را در تمامِ بخش‌های جهان یکسان نگه دارد. از این نظر، شبیهِ رهبرِ ارکستری است که سازهایش خط‌کش‌های محاسبه و ماشین‌های حساب‌اند. اما به‌جای تکان‌دادنِ چوبِ رهبری، پرتوی نورِ صورتی را روی هر ناحیه‌ای می‌اندازد که از بقیه جلو افتاده، و پرتوی نورِ آبی را روی کسانی که عقب مانده‌اند.

چهار کارمندِ ارشد در سکوی مرکزی، هوای آینده را به همان سرعتی که محاسبه می‌شود گرد می‌آورند و با لوله‌های انتقالِ بادی به اتاقی آرام می‌فرستند. آنجا اطلاعات رمزگذاری می‌شود و با تلفن به ایستگاهِ فرستندهٔ رادیویی می‌رسد.

پیام‌رسان‌ها دسته‌های برگه‌های محاسبهٔ استفاده‌شده را به انباری در زیرزمین می‌برند.

در ساختمانی همسایه، بخشِ پژوهشی هست که در آن بهبودهایی ابداع می‌کنند. اما پیش از هر تغییری در روالِ پیچیدهٔ تئاترِ محاسبه، آزمایش‌های فراوانی در مقیاسی کوچک انجام می‌شود.

در زیرزمینی، کسی با اشتیاق گردابه‌هایی را تماشا می‌کند که در لایهٔ مایعِ پوشانندهٔ سطحِ داخلیِ یک کاسهٔ بزرگِ چرخان پدید می‌آیند؛ اما تا اینجا حساب‌وکتاب راهِ بهتری از آب درآمده است. در ساختمانی دیگر، دفترهای معمولِ امور مالی، مکاتبات و ادارهٔ مجموعه قرار دارند. بیرون، زمین‌های بازی و خانه‌ها و کوه‌ها و دریاچه‌هاست؛ چون فکر کرده‌اند کسانی که وضعِ هوا را محاسبه می‌کنند، باید آزادانه از آن نفس بکشند.

بازگشت به نوشته‌ها