
پیش از گاوآهن، چه کسی زمین را شخم میزد؟
گزیدهای از داروین دربارهٔ کرمهای خاکی؛ از بستنِ دهانهٔ دالانها تا زمینی که از بدنِ آنها میگذرد.
اندامهای حسیِ کرمها چندان رشد نکردهاند؛ نمیتوان گفت میبینند، هرچند همینقدر میتوانند روشنایی را از تاریکی تشخیص دهند؛ کاملاً کرند و حس بویاییشان هم ضعیف است؛ تنها حس لامسه در آنها خوب رشد کرده است. بنابراین از جهان بیرون چیز چندانی نمیتوانند بیاموزند، و شگفتآور است که در پوشاندن دیوارهٔ دالانهایشان با فضولات خود و برگها، و در بعضی گونهها در انباشتن فضولات به شکل سازههایی برجمانند، قدری مهارت نشان میدهند.
اما بسیار شگفتآورتر این است که در بستن دهانهٔ دالانهایشان ظاهراً تا اندازهای هوشمندانه عمل میکنند، نه صرفاً تکانهای غریزی و کور. تقریباً همانطور عمل میکنند که انسانی عمل میکرد اگر میخواست لولهای استوانهای را با انواع برگها، دمبرگها، مثلثهای کاغذی و مانند آنها ببندد؛ زیرا معمولاً این اشیا را از سرِ نوکتیزشان میگیرند.
اما از میان اشیای باریک، تعدادی را از سرِ پهنتر به داخل میکشند. رفتارشان، برخلافِ بیشترِ جانورانِ پستتر، در همهٔ موارد یکسان و تغییرناپذیر نیست؛ مثلاً برگها را از دمبرگشان به داخل نمیکشند، مگر اینکه بخشِ پایینیِ پهنک به باریکیِ نوکِ آن، یا باریکتر از آن باشد.
وقتی پهنهای وسیع و پوشیده از چمن را میبینیم، باید به یاد داشته باشیم که همواریِ آن، که بخش بزرگی از زیباییاش به آن وابسته است، عمدتاً از این میآید که کرمها همهٔ ناهمواریها را بهآرامی هموار کردهاند. شگفتانگیز است وقتی فکر میکنیم که تمام خاکِ سطحیِ چنین پهنهای از بدنِ کرمها گذشته است و هر چند سال یکبار دوباره از بدنشان خواهد گذشت.
گاوآهن یکی از کهنترین و ارزشمندترین اختراعهای انسان است؛ اما مدتها پیش از آنکه انسان وجود داشته باشد، زمین در واقع بهطور منظم شخم زده میشد و هنوز هم کرمهای خاکی آن را به همین شیوه شخم میزنند.
بعید است جانورانِ بسیارِ دیگری به اندازهٔ این موجودات، با چنین سازمانِ بدنیِ سادهای، در تاریخ جهان نقش مهمی داشته باشند. البته بعضی جانورانِ دیگر، با سازمانِ بدنی حتی سادهتر، یعنی مرجانها، با ساختنِ آبسنگها و جزیرههای بیشمار در اقیانوسهای بزرگ، کاری بسیار چشمگیرتر کردهاند؛ اما آنها تقریباً به نواحی گرمسیری محدودند.